الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

283

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

سفيان ثورى و گروهى از محدّثان گفته‌اند كه اين حروف ، راز خداوند در قرآن هستند و خداوند در هر يك از كتاب‌هايش ، سرّى دارد ؛ بنابراين اين حروف از متشابهاتى هستند كه دانش آن ويژهء خداست . سخن گفتن دربارهء حروف مقطعه نيز لزومى ندارد ، لكن به آن ايمان داريم و آن گونه كه نازل شده است ، آن را قرائت مىكنيم . ابو ليث سمرقندى از ابن مسعود چنين روايت كرده است : « حروف مقطعه از امور پوشيده‌اى است كه تفسير نمىپذيرد . » ابو حاتم گويد : « حروف مقطعه را تنها در آغاز سوره‌هاى قرآن مىيابيم و مراد خداوند از آنها را نمىدانيم . » قرطبى گويد : گزارش ابوبكر ابن انبارى ، از همين باب است . وى با سند خود به سعيد بن مسروق ، از ربيع بن خُثَيم اين گونه نقل كرده است : « همانا خداى تعالى اين قرآن را نازل كرد و برابر خواست خود ، دانش بخشى از آن را ويژهء خود ساخت و شما را از بخشى ديگر آگاه كرد . بخشى كه خدا به خود اختصاص داده ، دست‌نيافتنى است ؛ بنابراين دربارهء آن نپرسيد ، اما بخشى را كه خداوند شما را از آن آگاه ساخت ، دربارهء آن مىپرسيد و از آن با خبر مىشويد . شما به همهء قرآن علم نداريد و به هر چه مىدانيد هم عمل نمىكنيد . » ابوبكر گويد : « اين سخن نشان مىدهد كه معانى برخى از حروف قرآن بر همهء جهانيان پوشيده مانده ؛ كه آزمايش و امتحانى الهى است ؛ هر كس بدان ايمان آورد ، پاداش گيرد و نيك‌بخت شود و هركس كفر ورزد و ترديد كند ، گناه كرده است و دور گردد . » در مقابل ، گروه فراوانى از علما بحث دربارهء حروف مقطعه و بررسى فوايد و معناى برآمده از آن را ضرورى دانسته‌اند . آنها در اين باره چندين ديدگاه مطرح كرده‌اند ؛ براى نمونه از ابن عباس روايت شده : « حروف مقطعه در قرآن ، اسم اعظم خداوند است ، ولى ما از تركيب آنها ناتوانيم . » قُطْرُب و فرّاء و برخى ديگر گفته‌اند : « اين حروف به حروف الفبا اشاره دارند . خداوند هنگامى كه با قرآن ، عرب را به تحدّى فرا خواند ، اين حروف را در مقابل